






از صبح سروصدا ها شروع شده بودند.نزدیک ساعت 8 بود که به بزرگ ترین میدان شهر رفتیم.سریعا فریاد مردم برای گل هایی که اوایل بازی رد و بدل شدند به هوا رفت! تا اواخر نیمه اول آنجا بودم.مردم دور پرده های نمایشی که گذاشته بودند جمع شده بودند و هر بار که تیم نزدیک دروازه حریف می شد دست می زدند.یک چند تایی فرانسوی با اعتماد به نفس هم دیدم.
بعد برای دیدن بقیه بازی به خانه یکی از دوستان به اسم پائلو رفتم.چند نفری دور هم جمع بودند.خوشبختانه این دوستمان تلویزیون پلاسمای خفنی هم داشت.پائلو هر چند ثانیه فحش نثار فرانسوی ها می کرد.واقعا دور هم فوتبال دیدن عجب حال و هوایی دارد.هر چه می گذشت سر و صدا ها بیشتر می شدندوتا اینکه زیدان در یک حرکت بی شرمانه با کله به شکم بازیکن ایتالیایی ضربه زد.ما بودیم که جیغ می زدیم :"بیرون!یالا از زمین بیرون!"متاسفم برای یک همچین ورزشکاری,بدجوری خودش را خراب کرد.بعد از اخراج زیدان همه یک انرژی خاصی گرفتند.
متاسفانه بازی به پنالتی رسید.همه نشستیم روی زمین,دستهایمان در هم قلاب کردیم.همه فریاد میزدند :بوفن!بوفن!.هر گلی که می زدند از تمام وجود جیغ می زدیم.اما وقتی پنالتی فرانسه گل نشد زلزله به پا شد.وقتی گروسو آخرین گل را زد دیگر نمی دانستیم از خوشحالی چه کنیم.جیغ می زدیم و سرود های مختلف می خواندیم.لیوان ها را پر کردیم و آماده لحظه طلایی شدیم.وقتی کاناوارو جام را بالا برد یک سره لیوان ها را سر کشیدیم!پیروزی زیباست.دیدن خوشحالی یک تیم بعد از تمام تلاش هایشان برای قهرمانی زیباست.
وقت آن بود که برویم بیرون.پرچم و بوق مان را برداشتیم و سوار ماشین ها شدیم.چه شوری!همه به هم می خندیدیم ,فریاد می کشیدیم وآواز می خواندیم.بعضی از بچه های دانشگاهمان را دیدیم.فقط دست می دادیم و هورا می کشیدیم.دور ماشین سواری که تمام شد پیاده راه افتادیم.دست می زدیم و برای فرانسوی ها شعر می ساختیم.با غریبه ها هم صدا می شدیم.
بالاخره به میدان بزرگ رسیدیم.به قدری شلوغ بود که به سختی از میان جمعیت عبور کردیم.آنجا بود که بچه ها زد به سرشان و رفتند آبتنی در فواره های میدان.همه خیس شدیم.چون اگر هم وارد آب نمی شدی به همه را خیس می کردند.خندیدیم و عکس گرفتیم.مهم تر از همه این که یک دل سیر جیغ بنفش کشیدیم.چه شبی بود.دوست داشتم لحظه لحظه اش را ثبت کنم.تجربه فوق العاده ای بود.اولین بار بود که خوشحالی می کردم و فریاد می کشیدم بدون ترس از گروه فشار.اولین بار بود که می توانستم صمیمانه با مردم شهر,غریبه و آشنا,پسر و دختر شادی کنم بدون اینکه کسی شادیمان را خراب کند.ای کاش ما هم همبستگی ,آرامش و جنبه داشتیم.
نمی خواهم خاطره زیبای این شب را با افسوس های همیشگی از اوضاع خودمان خراب کنم.جای همه طرفدادران ایرانی تیم ایتالیا را خالی کردم.برد را به همه تان تبریک می گویم.حالا چه کسی می خواهد بگوید که تیم ایتالیا فقط قیافه دارد؟دیدید که فرانسه را که خداییش قوی بازی کرد شکست داد! دمشان گرم!
من هم بروم بخوابم که دیگر انرژی ام به صفر رسیده!شب خوش!