احساس...

مطلب قبلي :: :: مطلب بعدي

Tuesday August 1, 2006

 

پر ام از حس بودن.از خواستن و آرامش ,از خندیدن و شاد بودن , از محبت و لطافت , از قدرت و امنیت! می خوام با حال زندگی کنم.دیگه دلم برای آینده تنگ نمی شه.می دونم که نمی تونم جلوی گذشت زمان رو بگیرم پس می خوام تک تک لحظاتم رو توی ذهنم ثبت کنم.بالاخره دل به دریا زدم.من برگشتم...

 09:09 PM GMT :: نظرات وارده: 7 نظر
 

.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



بابا اين کامنتات رو درست کن ! آدم احساس حماقت مي کنه ! باشه ؟

فربد :: August 13, 2006 05:16 PM


سلام آيلار چطوري؟ از آخرين باري که خواستم بهم سربزني زياد ميگذره و مثل اينکه سرت شلوغه
موفق باشي

رضا :: August 12, 2006 02:48 PM


برگشتي يعني چي؟
موندگار شدي؟

رضا :: August 2, 2006 08:22 PM


سلام چطوري؟خوب منم که کوندگار شدم تل ۱۹.ببينيم حالا شماها چه ميکنين؟!

نانا :: August 2, 2006 05:57 PM


آيلار گلم هميشه خوش باشي

sara :: August 2, 2006 12:43 PM


خوش اومدي استاد .... خيلي خوش اومدي ... يه قرار بذار ببينيمت تا دوباره فرار نکردي

همشهري کاوه :: August 2, 2006 12:39 PM


خب ... نمي دونم چرا من هم از خوشحاليت خوشحال شدم ! شاد باشي هميشه

خارج از زندگی :: August 1, 2006 09:43 PM


Copyright© 2005 | Designed and provided by WebProv