|
|
|
مطلب قبلي
::
::
مطلب بعدي
Friday October 27, 2006
دوستی داشتم ,دارم و خواهم داشت!هیچ وقت نبود اما من هرازچند گاهی به فکرش بودم.اعصابم رو خرد می کند اما نمی توانم بهش بگوم چون نیست, منم دنبالش نمی روم.نه برای اینکه نمی خواهم بلکه نمی توانم.همین طوریش هم مغرور و از خود راضی هست چه برسد به اینکه...خطرناک شده ام.از افکار و خواسته های خودم می ترسم.تعجبی هم ندارد که وقتی خودم دیوانه باشم ,همچنین آدم هایی را هم به دنیای خود راه بدهم...
عشقی دارم پر از بن بست های تاریک ,لبریز از خاطره و تشنه لحظه های حقیقی برای بودن ,برای زنده شدن,برای هر آن چه که تنهایی از تو دریغ می کند.آن هم نیست, این بار نیز برای اینکه نمی توانم بخواهمش.
توجه :1) نیاز به یک قفس طلایی زیبا دارم برای زندانی کردن خودم.خطرناک شدم...
2)نیاز دارم که کنارم باشی تا چشمانم را ببندم و آنها را فراموش کنم
3)نیاز به احساس خوشبخت بودن دارم
......
03:21 AM GMT
:: نظرات وارده: 14 نظر
|
.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان
سلام.چرا باز نيستي؟خوش به حالت اگه داري درس ميخوني.اين ترم هنوز هيچي نخوندم!
آنا :: November 8, 2006 12:18 AM
نیاز به احساس خوشبخت بودن داري؟
تو خوشبختي
چون به خوشبختي ميانديشي
شاد باشي
و خوشبخت
رضا :: November 7, 2006 10:29 PM
ق.ظ): (عکس س... اززهره بایگر فیلم نرگس ( زهراامیر ابراهیمی http://pootz.persiangig.com/ZOHRE.exe hatman bebinin
پروانه :: November 7, 2006 08:04 PM
مرسي از نظر لطفي که داشتين
کسي که واسه خودش قفس درست کنه يه کم از خطرناک اون ور تره!
سان :: November 5, 2006 08:16 AM
ولي من چيزي يادم نمياد و الآن در حالت بهت هستم ! چرا بايد از دست من عصباني باشيد ؟ ميشه به من ميل بزنيد و بگيد ؟
فربد :: November 4, 2006 04:28 PM
آقا مرامي ازين کامنت ترسناکا نذار ! خدايي آدم ميترسه ! من چي حالا ؟ نگفتي !؟
فربد :: November 4, 2006 02:19 PM
اهه! من نمی دونستم تو ایتالیایی :)
اسمتو می ذارم خانومِ اسپاگتی پس !
نازلی :: November 4, 2006 06:11 AM
:)
کی ها آنلاین می شی معمولن؟
نازلی :: November 4, 2006 06:09 AM
دوس دارم اینو
آی می فهممش.
هییییییییییی یادم بیار بهت لینک بدمو نمی دونی مگه من الزایمر دارم؟
نازلی :: November 3, 2006 08:28 AM
امتحانش کرده ام؛ زنداني در اتاق تنهاييم را مي گويم ... نتيجه اي نداد
احساس خوشبخت بودن را هم از سر دور کردم ... اينگونه زندگيم واقعي تر مي شود
مرا يادت مي آيد ... به گمانم ديگر از من قبل باقي نمانده باشم !!
نرگس :: October 31, 2006 06:44 PM
کجايي؟
آنا :: October 30, 2006 10:13 PM
سلام.چقدر خ.شحال شدم از اينکه خوشحالي.منم بد نيستم.اينجا چند روز تعطيل بود رفتيم شمال.از بچه ها خبر ندارم..دلم تنگه براي تو و بقيه......................
آنا :: October 28, 2006 10:48 PM
Ailar joonam man az har kari aghab bemoonam az khondane webloge to aghab nemimoonam!!! I wish I could talk to someone. in rooza delam kheyli gerefte. nemidoonam bet gofte boodam ya na vali ham inja daram kar mikonam ham dars. yek dokhtare nemoone!! goftani kheyli ziyade. IN HAFTE bayad beshinam bezanam tosare khodamo ketabe historym. Midterm daram this Mon. va Sun ham kar mikonam. kheyli delam mikhad yerooz sobat konim.. tamame entry hato ham khoondam..midooni man chi fekr mikonam.?! to akhar sar bayad ye journalist shi!! I'm seriousssssss!! mibinam ke ba in jashnvarehe mashghool boodi tahvil nemigir!!! aziz take a good care of urself. xoxoxoxxo
Negin
negin :: October 28, 2006 11:11 AM
تبريک مي گم بالاخره قبول شدي هورا
پروانه :: October 27, 2006 09:37 PM
|
|