|
|
|
مطلب قبلي
::
::
مطلب بعدي
Monday December 4, 2006

اینجا کتاب خونه دانشگاه ما است.خیلی خوشگل است.مخصوصا داخلش.از کنار اون نرده ها که سمت راست است می ره زیر زمین و وصل می شه به یک ساختمون خیلی بزرگتر.کلا دانشگاه غولی است برای یک شهر کوچک مثل اینجا.البته ناگفته نماند که بهترین چیزی هم که این شهر دارد همین دانشگاه هاشه.ما مهندسی های بیچاره تنها مشکلمون دوری راه است.که این هم باز نسبت به استاندارد های اینجاست.چون کلا نیم ساعت راه تا مرکز شهراست,تازه اگه اتوبوس آروم بیاد.این دانشگاه رو قله کوه ساخته شده و زیاد اتفاق می افته توی زمستون ها که توی راه انقدر مه باشه که هیچی دیده نشه.چند روز پیش اما یک منظره بی نظیری داشتیم که شاید واقعا کم پیش بیاد که روی زمین باشی و ببینی.دقیقا مثل عکس هایی که از هواپیما می اندازند,که زیر پات دریایی از ابر است که هر از چند گاهی رنگ عوض می کنند.واقعا زیبا بود,حیف که اون روز دوربین همراهم نبود.حالا کم کم می خوام از اینجا بنویسم.دوست دارم تصویر زندگیم رو توی سال هایی که اینجام توی آرشیو کوچک اینجا نگه دارم.
12:23 PM GMT
:: نظرات وارده: 5 نظر
|
.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان
آدم هوس درس خوندن مي کنه با يه همچين کتابخونه يي D: !
Kiana :: December 6, 2006 12:04 AM
فکر خوبيه من هم منتظر نوشته هاي بعد يت هستم.
پروانه :: December 4, 2006 09:50 PM
سلام .چطوري؟من از نظر روحي خرابم.حتي نمي تونم بنويسم........ نمي دونم چي بگم الان.شايد بعدا اومدم و نوشتم.الان توي دانشگاهم و از کلاس اومدم بيرون..
آنا :: December 4, 2006 05:20 PM
آيلار جون من آنقدر ننويس دارم ميرم رم.. من دلم لک ميزنه براي اين ايتاليا.. رم.. جنواو. ونيز.. واي جاي من رو خالي کن
sara :: December 4, 2006 01:08 PM
وايييييييييي من عشق کتابخونه هستم
از بيرونش که معلومه خوفه!
توش رو نميدونم! ميشه رفت زير صندلي هاش نشست و کتاب خوند و سيب زميني سرخ کرده خورد
:دي
در مورد عکسها مرسي
اين عکس مال فست فود جيواني هست! توي شيراز
در مورد گره انگشت ها هم راستش مال من هم مثل مال تو هست! مدام باز ميشه!
سان :: December 4, 2006 01:07 PM
|
|