آخ جون,یلدا بازی!!!

مطلب قبلي :: :: مطلب بعدي

Wednesday December 27, 2006

 

آخ جون, کیانا جونم من رو هم به یلدا بازی دعوت کرد!سریعا می رم سراغ اصل مطلب!

یک - خیلی رومانتیک تر و رویایی تر از اونی هستم که فکرش رو می کنند.زندگی رو از دید یک دوربین فیلمبرداری می بینم.عاشق موسیقی و فیلمم.می تونم ساعت ها فیلم ببینم یا موسیقی گوش بدم!خیلی وقت ها هم دلم شاهزاده با اسب سفید می خواد!

دو-همیشه مهربون بودم اماا حرصم که در بیاد تا به طرف مقابل نفهمونم راحت نمی شم!چون مغرورم نمی تونم مستقیم بگم!برای همین مدت زیادی از زندگیم رو به نقشه کشیدن برای دیگران صرف کردم! کلی حال می ده فقط نیاز به حافظه قوی داره!

سه - تاحالا فقط از یک نفر خوشم اونده که نتونستم به دست بیارمش, یا به عبارتی مخش رو بزنم, و هم چنان هر بار یادم می افته کلی حرص می خورم!

چهار - عاشق اینم که بشینم تو اتوبوس تو راه دانشگاه, آهنگ گوش بدم و تمام اتفاقاتی و که دوست دارم بیفتد تصور کنم.گاهی هم داستان بسازم!در ضمن یک بارم عاشق دو نفر در آن واحد شدم برای یک مدت کوتاه احساس گناه هم نمی کنم!

پنج -همیشه هم خدا و می خوام هم خرما رو!اول دوست داشتم باستان شناس بشم, بعد چشم پزشک و حالا هم مهندس هم پیانیست و هم عکاس!در مورد آدم ها هم همین طورم!!!!!!!!!!

هنوز البته خیلی چیز ها مونده!باشه دور بعدی!:p
منم سارا(آدومید) ,آنا, پروانه(تیتر اول) ,شوالیه, Silence(یک عمرانی) دعوت می کنم.

 03:16 AM GMT :: نظرات وارده: 7 نظر
 

.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



اول که مرسي بهم سر زدين...
دوم اين که...
يک و دو خيلي شبيه منه اما من هميشه مهربونيم قايمه...
گمه...
خيلي کمن کسايي که مي فهمن...
مهم نيست...
آخه خودم نمي خوام بدونه...
...
راستي ديگه وقاي شو ماست گو آن کوئئين تو گوشم ميپيچه ديگه دور و برمو نمي بينم...
....
واسه هميشگي شدن...
مرزي نيست...مي دوني وقتي آدما حرفاشون يادشون ميره ديگه نبايد توقع داشت مرزهايي که گذاشتن رو يادشون باشه...اما هميشه را من ميسازم...!

خيال :: December 28, 2006 12:13 PM


يک و چهار رو پايه مي باشم به شدت D:!!

کيانا :: December 27, 2006 09:27 PM


هي نقطه! ۳.تو نيستي!
۱.شاهزاده رو مي خوام اسبش رو مي خوام با خيلي چيزاي ديگه!
۵.مي خوام ببينم تو چي مي شي!
۶.خودت و بذاري کنار دوستاي گل من هستند!!!!!!!!!!!۱

آيلار :: December 27, 2006 09:19 PM


سلام
من که نفهميدم چطور بايد يلدا بازي کرد؟ لطفاْ بهم بگو.
در ضمن اين اوليه کيه؟ خيلي بي ادبه . فکر کنم به يه مسواک اساسي نياز داره!

پروانه :: December 27, 2006 01:48 PM


آخ جون منم دعوت شدم :دي راستي ببخشيد يادم رفت كريسمس رو تبريك بگم...ااا زبانش هم كه باز عوض نميشه... خوب همينجوري ميگم....بون ناتاله آميكا ميا...فليچه آننو نووو
:دي اميدوارم چيزي فهميده باشي

shovalie :: December 27, 2006 07:56 AM


شماره سه باحال بيد!
اخرش هم دو نقطه دي هست خانم خانما! نه دو نقطه پي!
:دي

سان :: December 27, 2006 07:32 AM


۱. شاهزاده رو مي خواي يا اسب اش رو!
۲. آخي... هميشه حرص بخور ... کيف ميده!
۳. آره مي دونم که اون منم!
۴. خيلي ... هستي! اصلاْ خوشم نيومد X(
5. آخرش هم هيچ كدوم نميشي!
6. اينا كيان ديگه؟

7. تو برو جاروت رو بكن!!

dot@dot.com :: December 27, 2006 06:44 AM


Copyright© 2005 | Designed and provided by WebProv