آخ جون, کیانا جونم من رو هم به یلدا بازی دعوت کرد!سریعا می رم سراغ اصل مطلب!
یک - خیلی رومانتیک تر و رویایی تر از اونی هستم که فکرش رو می کنند.زندگی رو از دید یک دوربین فیلمبرداری می بینم.عاشق موسیقی و فیلمم.می تونم ساعت ها فیلم ببینم یا موسیقی گوش بدم!خیلی وقت ها هم دلم شاهزاده با اسب سفید می خواد!
دو-همیشه مهربون بودم اماا حرصم که در بیاد تا به طرف مقابل نفهمونم راحت نمی شم!چون مغرورم نمی تونم مستقیم بگم!برای همین مدت زیادی از زندگیم رو به نقشه کشیدن برای دیگران صرف کردم! کلی حال می ده فقط نیاز به حافظه قوی داره!
سه - تاحالا فقط از یک نفر خوشم اونده که نتونستم به دست بیارمش, یا به عبارتی مخش رو بزنم, و هم چنان هر بار یادم می افته کلی حرص می خورم!
چهار - عاشق اینم که بشینم تو اتوبوس تو راه دانشگاه, آهنگ گوش بدم و تمام اتفاقاتی و که دوست دارم بیفتد تصور کنم.گاهی هم داستان بسازم!در ضمن یک بارم عاشق دو نفر در آن واحد شدم برای یک مدت کوتاه احساس گناه هم نمی کنم!
پنج -همیشه هم خدا و می خوام هم خرما رو!اول دوست داشتم باستان شناس بشم, بعد چشم پزشک و حالا هم مهندس هم پیانیست و هم عکاس!در مورد آدم ها هم همین طورم!!!!!!!!!!
هنوز البته خیلی چیز ها مونده!باشه دور بعدی!:p
منم سارا(آدومید) ,آنا, پروانه(تیتر اول) ,شوالیه, Silence(یک عمرانی) دعوت می کنم.