...

مطلب قبلي :: :: مطلب بعدي

Friday February 2, 2007

 


می خواهم تنهای تنها , بدون اینکه وجود آدمی را اطرافم حس کنم دراز بکشم زیر این آسمان آبی و گریه کنم.بدون اینکه نگران باشم مگر کسی صدایم را بشنود وچهره شکسته و خرد شده ای را که پشت نقاب غرورم پنهان کرده ام ببیند.هیچ کس نگران نگاه ناامیدم نشد...

 12:53 AM GMT :: نظرات وارده: 6 نظر
 

.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



سلام.
آری ... نغمه گریه سر دِه ... که چقدر گریستیم! اما فکر نکردیم چرا باید گریست ! فقط گریستیم چون مغمون بودن را پسند کرده بودیم !

سیدهانی :: February 5, 2007 10:10 AM


سلام ؛ خداقوت
با اجازه تون رک حرف بزنم ...
يه جا خوندم يه کامنت گذاشته بودين که : منم يه وبلاگي دارم که هيچ کس درست نميخوندش ...
.
اول اينکه فقط اسم مستعار هيچ کس که تو کامنتتون بود جلب توجه کرد که بخونم کامنت رو بعد هم که خوندم برام جالب بود که واقعا نخوندنيه وبلاگتون؟!
بعد اومدم اينجا ....
هي داشتم زير و رو مي کردم که به اون بخش نخونديش برسم که تو قسمت توضيحات در مورد وبلاگ اون آدرس رو که تاکيد کرده بودين حتما بخونيد ! باز کردم ....
.
نميدونم صاحب اون آدرس کيه ؟ ولي جدا بهش تبريک ميگم ...
شايد اون نخوندنيه وبلاگ شما هم همون يه کوچولو آدرس باشه ....
.
راستي ؛ هيچ وقت به تنهايي نمي رسيم ! باور کنيد .

هيچ کس :: February 3, 2007 12:11 PM


دوس دارم عکسها رو
من هم ميام
کنار هم رو به اسمون دراز ميکشيم
اون بالا بيشتر از اين پايين حرف واسه گفتن داره!

سان :: February 3, 2007 08:21 AM


hameye khoobisham be hamine ke tanha bashi tanhaiie tanhaiie tanhaiie tanhaaaa!ke kesi na ashkato bebine na ahhato...ghoroetam dast nakhorde o salem hefz beshe!

damandan :: February 2, 2007 12:42 PM


...
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

کیانا :: February 2, 2007 02:45 AM


ولي من کافي بودم براي آنهمه اندوه
چقدر دلم براي تنهايي هايم تنگ شده بود
به گمانم آسمان هم طاقتش را نداشت
آخر زودتر از روزهاي پيش غروب کرد !

dreams2you :: February 2, 2007 01:44 AM


Copyright© 2005 | Designed and provided by WebProv