حالم به هم می خوره

مطلب قبلي :: :: مطلب بعدي

Wednesday May 2, 2007

 

از بچگی همیشه مریض که می شدم , حالم که بهم می خورد و بالا می آوردم از تب , بابا می دوید می اومد پیشونیم رو آروم ماساژ میداد دستش و می گذاشت پشتم و بهم می گفت چیزی نیست که.کلی شوخی می کرد و گریه های بریده بریده ی من و با خنده قاطی می کرد.
بابایی کجایی که این قرص ها دارن من و می کشند...کجایی که بغلم کنی...:(((

 06:11 PM GMT :: نظرات وارده: 5 نظر
 

.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



من يه کم بهترم.کاش زودتر خوب بشي...

نانا :: May 3, 2007 12:12 PM


خوب ميشي ! :)

ريزگول :: May 2, 2007 09:27 PM


الهي دست راست احمدي نژاد رو يرت که زود زود خوب بشي...

غريبه :: May 2, 2007 08:37 PM


چقدر خودت رو لوس مي کنه

مي گمااااااااااااااااااا

--- :: May 2, 2007 07:59 PM


آخي ايلار خانمي مريض شدي.... آدم مريض كه ميشه دلش هواي همه رو مي كنه... خوب ميشي ..

sara :: May 2, 2007 07:14 PM


Copyright© 2005 | Designed and provided by WebProv