برای اشک هایم

مطلب قبلي :: :: مطلب بعدي

Friday May 4, 2007

 

بعد از خواندن این نوشته ی آقای استر عزیز و حال خراب خودم :

آقای استر عزیز
با صورت پر از اشک می خوانم و می نویسم.نمی دانید چه حال بدی دارم.نمی دانید که اشک هایم بند نمی آیند.نمی دانید که ترس و اضطراب چطور دارد تکه تکه ام می کند.من هم دارم همان موسیقی* را گوش می دهم.و اشک می ریزم.نمی دانم برای چه برای که؟شاید برای ضعیف شدنم , برای اشتباهاتم ,برای تک تک ناراحتی های زندگی ام.شاید اشک می ریزم بر مزار آیلاری که دیگر نیست.دخترک شادی که هیچ گاه ناامید نمی شد.اما حالا ببییند به چه روزی افتاده ام.تنها و خسته گوشه ای زار می زنم.من نیز عزیزی را از دست دادم.شاید برای همین است که این چنین ضجه می زنم.آقای استر عزیز , نمی دانم چگونه از این زندان جان سالم ببرم.هر روز که می گذرد بیشتر و بیشتر از آنچه بودم دور می شوم و زجرآور است دیدن تمام این ضعیف شدن هایم , تمام این شکست هایم...
شاید بهتر باشد مدتی بیشتر از آنچه هستم تنهایی پیشه کنم.می ترسم مبادا زندگی کردن را فراموش کرده باشم.باید خودم را نجات دهم.این تنهایی و سکون دارد مرا با خود تا ناکجا آباد می برد...

*به تماشای آبهای آبی-حسین علیزاده ,ژیوان گاسپاریان

 05:53 PM GMT :: نظرات وارده: 8 نظر
 

.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



آيلار ؟ آيلار خوب ؟ آيلار ؟

نیکو :: May 5, 2007 02:23 PM


پارسال اين موقع اين روز اومدي ايران!کجايي؟دلم نتگه برات.حالت بهتره؟

نانا :: May 5, 2007 12:45 PM


بگذار ببرد

خاک :: May 5, 2007 11:39 AM


:(
چي بگم؟
عاشق اين کار حسين عليزاده هستم

سان :: May 5, 2007 08:08 AM


من هم اين روزها شرايط روحي مناسبي ندارم و از سويي ديگر، انساني به شدت درونگرايم. به اين نتيجه رسيدم كه براي برون رفت از اين احوال، تنها چاره شركت در جمع و يافتن دوستاني تازه است. هرچند برونگرايي با تيپ شخصيتي‌ام همخواني ندارد ولي به طور موقت هم كه شده بايد ارتباطاتم را افزايش دهم.
حال شايد قصه‌ي شما هم همين باشد. وقتي حالتان خوش نيست به جمعي مثبت بپيونديد و مطمئن باشيد با كمي خودداري و انديشه، حالتان بهتر و بهتر خواهد شد.
اميدوارم
--

پژ :: May 5, 2007 03:36 AM


alan daram gosh midam !

Pooria :: May 5, 2007 02:30 AM


nn farti cosi amica mia....se mi pensi come un amico pero...ma lo so che nn pensi cosi e nn so perche ma comunque nn ti rovinare...mi ricordo di me nello steso tempo....approposito grazie mille per le canzoni di josh groban....è una settimana che le scolto

شواليه :: May 4, 2007 08:47 PM


مي فهمم

--- :: May 4, 2007 06:47 PM


Copyright© 2005 | Designed and provided by WebProv