بدون تیتر

مطلب قبلي :: :: مطلب بعدي

Saturday May 26, 2007

 

رسیدم به جایی که می گم زندگی همینه که هست.منم تا یه حدی نقش دارم توش.نمی خوام دیگه خودم رو خرد کنم وقتی کاری از دستم بر نمی آد.از اون چیزی که هست باید استفاده کنی.هر چی آدم های اطرافم رو نگاه می کنم می بینم هیچ کس نیست که ته ته قلبش چیزی ناراحتش نکنه.نمی دونم کی می خوام این ایده آل خواستن و ایده آل دیدن رو بذارم کنار.اما دارم سعی می کنم.

 06:31 PM GMT :: نظرات وارده: 3 نظر
 

.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان



khob natije khoobie are!!!

Veroneeque :: May 26, 2007 11:15 PM


سلام.چطوري؟
اونقدر گرم شده هوا که داريم خفه ميشيم.

نانا :: May 26, 2007 07:51 PM


سلام!
آنقدر گشتم و تجره کردم تا فهميدم که ايده آل و دنبال ايده آل گشتن و رسيدن به ايده آل يعني خوشبختي را پراندن.
اميدوارم به رضايتت برسي.

سبز باشي.

هستي :: May 26, 2007 06:50 PM


Copyright© 2005 | Designed and provided by WebProv