| |
تابستان خاکستری و ذوق کورشده! |
|
|
مطلب قبلي
::
::
مطلب بعدي
Tuesday July 24, 2007
دلم گرفته است!امسال شادی هایمان کمرنگ شده اند.امسال دوستان هرکدام برای خودشان آدم بزرگ هایی شده اند با یک دنیا مشغله.امسال باید بترسی از راه رفتنت ,از لباس پوشیدنت ,از...!امسال تهران سیاه تر شده و آدم هایش خشن تر.و من دیگر لذت نمی برم از نیاوران و روزهای آفتابی!حس بدیست,از اینجا رانده و از آنجا مانده بودن...
این روزها خودم را گول می زنم.پشتم را می کنم به دخترک غمگین این اتاق , که شمارش معکوس را از لحظه رسیدنم شروع کرده!طاقت ندارم.می خواهم تمام دلبستگی هایم را بگذارم توی صندوق خاطراتم و با خودم ببرم یک جایی که دست زمان محبت میانمان را پاک نکند.
من هم دلم برایتان تنگ شده دوستان دور اما خیلی نزدیک...
12:03 AM GMT
:: نظرات وارده: 7 نظر
|
.:: نظرات نگاشته شده از سوي خوانندگان
این دل اگه دلتنگ نشه به چه درد می خوره؟؟ زندگی بدون دلتنگی به چه دردی می خوره؟؟
ماکان :: July 24, 2007 10:42 PM
آخي دل واسه مامان کپلت تنگ شده ( خودمو ميگما ) همين :دي منو ببيني توپ توپ ميشي ... ماچ
ساغري :: July 24, 2007 05:21 PM
بد هم نيست آيلار...هر از چندي يه سر به اين شهر سياه ما بزن تا بدوني دليلي براي بازگشت نيست...هيچ وقت اشتباه من رو تکرار نکن.
شواليه :: July 24, 2007 04:12 PM
:*
never mind dokhi ;)
!!!
Mr.Rizgul :: July 24, 2007 10:34 AM
تو فقط دلتنگ مني!
ميدونم!
سان :: July 24, 2007 07:04 AM
ینی آیلاری کجاس آیا ؟!
نیکو :: July 24, 2007 02:19 AM
حيف که نمي ذارن از نداشته هامون لذت ببريم
jesmeezende :: July 24, 2007 01:10 AM
|
|